(هویتِ هنردرمانگر)
هویت هنردرمانگر به شکل عمیقی با ماهیت کار او گره خورده است. آنچه یک هنردرمانگر «هست»، در شیوه عمل و نوع آموزشی که دریافت کرده است تجلی پیدا میکند. میتوان سادهترین تعریف را چنین بیان کرد:
«هنردرمانگر کسی است که هنردرمانی را بهطور حرفهای انجام میدهد.»
اما همین تعریف ساده، ما را وارد دنیای گستردهای از محیطهای کاری، رویکردهای نظری و مدلهای آموزشی میکند که در هنردرمانی وجود دارد. همه این مسیرها به گونهای مشترکاند: هم هنر در آنها حضور دارد و هم درمان. و همین ادغامِ هنر و درمان، هویت حرفهای منحصربهفردی را برای هنردرمانگران شکل میدهد.
مسیر رسیدن هنردرمانگران به این هویت یکپارچه، چه در تاریخ حرفه و چه در تجربه فردی متخصصان، مسیری تدریجی و پرفرازونشیب بوده است. با وجود پیشرفتهای فراوان در شناخت و توسعه هنردرمانی، مسئله هویت حرفهای این حوزه همچنان در حال تحول است و پرسشهای تازهای پیش روی آن قرار دارد.
با این حال، یک توافق مهم وجود دارد: هنر و فرایند هنری، هسته اصلی هویت هنردرمانگر را تشکیل میدهد.
پیشگامان هنردرمانی از حوزههایی مانند آموزش هنر، روانپزشکی، هنرهای تجسمی، مشاوره، آموزش، توانبخشی، پرستاری و مددکاری اجتماعی آمده بودند. این تنوع غنی نخستین بستر هنردرمانی را شکل داد. بعدها، با تلاش برای یکسانسازی و استانداردسازی مسیرهای آموزش، بخشی از این تنوع کمتر شد، اما ارزش و پویایی ناشی از این چندرشتهایبودن همچنان در این حوزه حفظ شده است.
حتی امروز هم افراد بسیاری از رشتههای دیگر وارد حوزه هنردرمانی میشوند یا از تکنیکهای آن استفاده میکنند، بیآنکه مسیر آموزشی کامل این رشته را طی کنند. این موضوع خود یکی از دلایل استمرار بحثها درباره «چه کسی هنردرمانگر است» و «هویت واقعی هنردرمانگر چیست» میباشد.
تنوع غنی و درونی رشته هنردرماني نيز به مانند ديگر رويكردهاي روانشناسي كه بسيار است اما در همه شان اين دو مشترك است:
- فرایندهای هنری و خلاقیت مرکزیت هویت هنردرمانگر را تشکیل میدهند.
- هویت حرفهای هنردرمانگر، ترکیبی از نظریهها و مهارتهایی است که از مشاوره، روانشناسی و حوزههای میانرشتهای دیگر وارد شدهاند.
ترکیب نیروی هنر و درمان، رشتهای منحصربهفردي پدید آورده است که «هنردرمانی» نام دارد. این حوزه شامل آموزش، تربیت حرفهای و تجربه عملی است.
آنچه این رشته را منحصربهفرد میکند، قلمرو خلاق و انعطافپذیری آن است، قلمرویی که هنر، خلاقیت ، مشاوره، فعاليت هاي اجتماعي، سلامت روان، آموزش و حوزههای دیگر درمان را در بر میگیرد.
یک هنردرمانگر صرفاً مجموعهای از مدارک یا دورههای آموزشی نیست و هویت او تنها با آموزش رسمی تعیین نمیشود. او همچنین صرفاً یک هنرمند خلاق بدون زمینه در روانشناسی یا علوم مرتبط نیست. هنردرمانگر هویتی مستقل و مشخص دارد؛ او نه تنها هنرمند است و نه تنها درمانگر، بلکه فردی است که هنر و روانشناسی را با هم تلفیق میکند تا فرآیند درمان، رشد فردی و خودآگاهی را برای افراد و گروهها ممکن سازد.
این هویت حرفهای در عمل به چند حوزه کلیدی متکی است:
* بیان و خودکاوی از طریق هنر: هنردرمانگر با استفاده از فرآیند خلق اثر هنری، به مراجع کمک میکند تا احساسات، تجربهها و دغدغههای درونی خود را بیان کنند و شناخت عمیقتری از خود پیدا کنند.
* تلفیق نظریه و مهارتهای روانشناسی: هنردرمانگر با دانش روانشناسی و مشاوره، مسیر خلق هنری را به تجربهای درمانی و رشددهنده تبدیل میکند.
* کار گروهی و جامعهمحور: هنردرمانگر نه تنها با افراد، بلکه با گروهها و جامعه نیز کار میکند و از طریق فعالیتهای جمعی و جامعهمحور، سلامت روان و تعامل اجتماعی را ارتقا میدهد.
* فضای انعطافپذیر و خلاق: هویت هنردرمانگر شامل مهارت ایجاد فضای امن و خلاق برای مراجع است که امکان تجربه، آزمایش و کشف خود را فراهم میکند.